بخند
-
تاریخ: 1395/7/14 ساعت: 16:32
به بعضیام باس گفت کی رو ترسوندی محرمی؟ :) سلامتیه دو بوس . . . . اتوبوس و مینی بوس. زهر ماررررر محرمه توقع داشتی چی بنویسم اینجا واقعا؟!؟ + یادت نره ک یکی از اون ۴ تا این بود ک خوب بخند
روز سوم محرمی هم خابشو دیدم...
-
تاریخ: 1395/7/14 ساعت: 16:32
امروز ساعت سه و خورده ای ک بیدار شدم واسه نماز شب در حالی بود ک باز از پیش آقا محمد می رفتم رو سجاده! ساعت ۴ و بیس دقیقه مامان بیدار شد دید سرمو گذاشتم رو زانوم و نشستم...یعنی بنظر میومد خابم میاد ولی دارم به زور خودمو بیدار نگه میدارم... گفت می ترسی نماز صبحو خاب بمونی؟ نمی ترسیدم نمازو خاب بمونم ت...
تصادف طوری...
-
تاریخ: 1395/7/14 ساعت: 16:32
امروز عصری حوالی ساعت ۵ با موتور امید رفتم بیرون...برگشتنی بهش گفتم جلو شیرینی فروشی نگه دار پای سیب بگیرم...(میمیرم واسه پای سیب) خندید گفت نگه ندارم چی میشه؟ به طور کل رو موتور خیلی قلقلکی میشه رو زمین نه!نمیدونم چ حکمتی داره... گفتم تا برسیم خونه کلیه هاتو در میارم خود دانی... جلو شیرینی فروشی رد...
وقتی شهریار یه چی بخاد...
-
تاریخ: 1395/7/14 ساعت: 16:32
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
شب عشق 2
-
تاریخ: 1395/7/12 ساعت: 15:22
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
اول محرمی خابشو دیدم!
-
تاریخ: 1395/7/12 ساعت: 15:22
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
پست ویژه مقاله...
-
تاریخ: 1395/7/10 ساعت: 1:10
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
کباب ترش
-
تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 23:39
رب انار رب الو مرغ جعفری سیر پیازچه نعنا روغن زیتون پودر گردو
روزگارت آرام...
-
تاریخ: 1395/7/7 ساعت: 10:00
زندگی باید کرد گاه با یک گل سرخ گاه با یک دل تنگ گاه با سوسوی امیدی کم رنگ زندگی باید کرد گاه با غزلی از احساس گاه با خوشه ای از عطر گل یاس زندگی باید کرد گاه با ناب ترین شعر زمان گاه با ساده ترین قصه یک انسان زندگی باید کرد گاه با سایه ابری سرگردان گاه با هاله ای از سوز پنهان گاه باید رویید از پس آ...
سرقتی چند از جودی ــــــــــــ آبوت
-
تاریخ: 1395/7/7 ساعت: 10:00
گاهی اوقات قرار است که در پیله ی درد، نم نمک "شاپرکی" خوشگل و زیبا بشوی...گاهی انگار ضروریست بگندی در خود،تا مبدل به "شرابی" خوش و گیرا بشوی...گاهی از حمله یک گربه،قفس میشکند،تا تو پرواز کنی،راهی صحرا شوی...گاهی از خار گل سرخ برنجی بد نیست،باعث مرگ گل سرخ مبادا بشوی...گاهی از چاه قرار است به زندان ب...
پوستر جشنواره
-
تاریخ: 1395/7/7 ساعت: 10:00
با توام دنیای من...
-
تاریخ: 1395/7/7 ساعت: 10:00
چای دم کن بامحبت میهمانت میشوم من همان قند دوپهلوی لبانت میشوم در دل تنگم عجب جاکرده ای جانان من گر بخواهی در دل تنگ تو جانت میشوم یک اشاره ازتو بنیاد دلم را میکند گر تو خواهی بهتر ازجان جهانت میشوم ناز کم کن من که گفتم میخرم ناز تورا انقدر میخواهمت آهو، شبانت میشوم شب شدی تو ماهتابم،روز خورشید منی ...
خااااااااااک بر سره عُجب!
-
تاریخ: 1395/7/7 ساعت: 10:00
دیروز ساعت 3 و نیم برا نماز شب بیدار شدم...رکعت هشتم تو سجده خابم برد!بعدشم یه وعضی خابای دری وری دیدم ک گفتن نداره...ساعت 6 دوباره بیدار شدم دیدم اع افتاب زده...بازم ته دلم یه کور سوی امیدی بود که احتمالا یکی دو دقیقه مونده باشه...زنگ زدم اطلاعات....زنه مرگ گرفته گف تموم شده...با بغض رفتم خابیدم......
اتمام کارگاه
-
تاریخ: 1395/7/4 ساعت: 6:28
کارگاه امروزم بلطف خدا تموم شد... یه شاگرد جدید داشتم اسمش محمد رضا بود :| اینم مث یاسین 8 سالش بود... سه تا بچه شدن :) این بچه ها از دانشجوهام بهتر درس پس میدن کل کلاس رو هوا بود از دست اینا :) محمد رضا خیلی خجالتی بود...شاید چون جلسه اول بود...ولی آخرش اومد بهم دست بده :) مردد شدم باید چ کنم! شما ...
پروازه من...
-
تاریخ: 1395/7/4 ساعت: 6:28
امروز صبح با صدای در از خاب بیدار شدم...پای کتابخونه خابیده بودم رو زمین... فرشته اومد بالای سرم نشست چشمامو تا نیمه باز کردم...دستاشو باز کرد با صدای تقریبا بلند گفت سلااام بهارم... چشمام حسسسابی باز شد! توقع نداشتم انقده زود دوست بشه... سینه خیز رفتم تو بغلش لپمو بوسید...دستمو بردم تو موهاش نازش ک...
خط قرمزمون پر رنگه...
-
تاریخ: 1395/7/4 ساعت: 6:27
خب خب حکایت از اینجا شروع میشه که دیشب با هزار بدبختی حوالی9 و نیم خابیدم که بتونم 3 برا نماز بیدار بشم... ساعت ده با صدای ارکستر وحشتناکی از خاب بیدار شدم! جال اینجاس ک خاب دیدم مراسم ازدواجمون شده و بین خانواده ما و سید محمد دعوا و درگیری شده یه گروه میگن ارکست بخونه یه گروه میگن نخونه....القصه یا...
پایان فصل اول خاستگاری -قسمت 2
-
تاریخ: 1395/7/4 ساعت: 6:27
رسیدیم به اون قسمتی که علی گفتید سفره های غربتتون خالیه...این حرفی نبود که بار اول علی بزنه و من تازه برا دفعه اول شنیده باشم!نه!واقعیت اینه یکی دو شبه خیییییییییلی حسابگرانه داشتم قیمت یه زندگیه مستقله خیلی درویشانه ی دو نفره برای یه ماه رو محاسبه میکنم...هرجور حساب میکنم کم میاریم...شاید چند ماه ا...
یه شبه بی نماز شب
-
تاریخ: 1395/7/4 ساعت: 6:27
نماز شبمو خاب موندم. یعنی ساعت 5 بیدار شدم تا 5 و ده دقیقه فقط تونستم 6 رکعت اولو بخونم...اصل کاریا موند... چ میدونم والا... خودم میدونم دیشب چ کردم ک توفیق خوندنش ازم سلب شد... میگن اگه میخای ببینی چقد نمازت قبوله ببین بعد نماز چقد کار اشتباه انجام نمیدی؟ یعنی بواسطه شرمی ک از نمازت میکنی چقد جلو گ...
غدیر اینجاست.
-
تاریخ: 1395/7/4 ساعت: 6:27
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
خوبی شما مگ نه؟ :"(
-
تاریخ: 1395/7/4 ساعت: 6:27
داشتم تو مای کامپیوتر دنبال اسکن کارت بانکیم میگشتم یهوئی این عکسا سرچ شد و واسم اومد... ایشون عشق بنده هستن...منو ک میدید به اندازه 7 سانت گردنش جلو میومد آب بازی میکردیم کشتی میگرفتیم(!) و و و و این عکسا مربوط به زمانیه ک مریض شده بود...مریض که نه... بالای گردنش رو لاک یه برجشتگی هس...میبینید؟ این...