
امروز بالاخره امتحانای احمد کمی سبک تر شده بود بهش گفتم بعد از مدرسه تا شب بره استراحت شبو بیاد خونه ما تا منم کمی به امور عقب افتاده این یه هفته برسم... خلاصه تصمیم گرفتم شام پای سیب زمینی درست کنم ک...
ادامه مطلب
سلام امروز شیفتم ظهر بود تا یک خابیدم یک بیدار شدم هول هول اتاقا رو جارو زدم ناهار ماکارانی با ته دیگ سیب زمینی درست کردم و لباسامو پوشیدم موقع رفتن کولر و چراغا رو زدم و... محمد عصر ساعت ۶ بهم ز زد ک...
ادامه مطلب
بالاخره بعد از 11 ماه و تقریبا 15 روز انتظار و به تعبیر زیباتر صبر، فردا دو شنبه ساعت 19 مادر سید محمد تماس میگیره با مادرم...اون ختم و اون چله ها رو یادتونه؟هیچ چله ای تا تهش نرفت...و هیچ ختم قرانی هم تا این لحظه حداقل از جانب من که صورت نگرفته و میدونم متقابله یعنی برای سید هم تموم نشده...چله ها...
ادامه مطلب
امروز آقازاده که مشاجره منو مامان رو سر طاهری و سید محمد جانم ناظر بود اومد تو اتاقم دست گذاشته به کمرش نگام میکنه میگه : کوروش آسوده بخاب که دختران وطنت خود را به اعراب تقدیم میکنند!!! و یه دکلمه طولانی به همین ترتیب... برگشتم دمپاییمو پرت کنم سمتش در حین فرار میگه به خدا تو اگه زن سید محمد بشی من ...
ادامه مطلب
خیلیا فکر میکنن حالا ک ما داریم دعا میکنیم خدا فلان چیزو بهمون بده دیگ زشته ک بگیم در کنارش فلان چیز دیگه رم بده!یا مثلا میگن یه چیز کوچیک بخوایم ک حتما بده چون اگ خواستمون بزرگ باشه خدا سختش میشه نمیده!آخه آدمیزاد مگ خدا شعورش قد منو شماس؟ مگ خدا خس...
ادامه مطلب
امروز برای امید با فرشته رفتیم خاستگاری. خاستگاریه خاستگاری ک نبود... دکتر دیشب یه دختری رو پیشنهاد داد اسمش زینب.ح بود. از همکلاسی های دبیرستانش بود ک الان ظاهرا حوزه درس میخونه... خلاصه امروز با فرشته رفتم حوزه ک شماره یا آدرسش...
ادامه مطلب
چ درشت شده نسبت به اون روزایی ک میگفت تو ملکه باش من میشم شاهینت تا صدام بزنی پیشتم... از همین حالا چقد دلتنگشم برای روزایی ک نیستم بند کفشاشو گره بزنم و شال دور گردنشو ببندم... احمدم دوستت دارم عزیزم اونقدری ک گفتن نداره... خوب ...
ادامه مطلب
+ آ سد محمد عااااشق این عکس میشه خودم میدونممممم :-) و اما اندر حکایته ولنتاین محمدم کنارم نیستا... ولی چنان کنج کنجه قلبم سفت مستقر شده ک انگار از خودم ب من نزدیک تره... اولین ولنتاینی هست ک عشق محمد تو قلبم خونه کرده... الهی ش...
ادامه مطلب
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید ...
ادامه مطلب
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید ...
ادامه مطلب
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید ...
ادامه مطلب
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید ...
ادامه مطلب
رسیدیم به اون قسمتی که علی گفتید سفره های غربتتون خالیه...این حرفی نبود که بار اول علی بزنه و من تازه برا دفعه اول شنیده باشم!نه!واقعیت اینه یکی دو شبه خیییییییییلی حسابگرانه داشتم قیمت یه زندگیه مستقله خیلی درویشانه ی دو نفره برای یه ماه رو محاسبه میکنم...هرجور حساب میکنم کم میاریم...شاید چند ماه اولو مشکلی نداشته باشیم ولی بعدش خیلی سخت میشه...سختی ک میگم یعنی غیرقابل تحمل....زندگی تو غربت هزینه هاش چند برابر میشه...یه فیلمی بود بهرام رادان بازی میکرد و لیلا حاتمی اسم فیلمش بود "بی پولی"من تمو...
ادامه مطلب